خباثت یا سلامت
دیروز که مصری رد شد،
راستش من ناراحت نشدم!
اصلا!
از دیروز دارم فکر می کنم که چرا ناراحت نشدم. بعد فکر کردم این آیا نشانه سلامت من است یا نشانه خباثت؟ در توجیه خودم داشتم فکر می کردم که خیلی از آدمها وقتی می بینند کسی با کلّه زمین می خوره، مثلا تو پیاده رو یکی داره راه می ره تلو تلو می خوره و با کلّه میفته تو جوب، اولش می خندند. خب خنده داره!! خیلی چیزهای دیگه هم همینه، درسته بعدش که می بینی بابای طرف در اومده دلت ریش میشه یا همدردی می کنی ولی قبول کن اولش که به گا می ره کیف می ده! و این کیف کردن از خصومت نیست، انگار چیزی طبیعیه!!
بعد فکر می کنم که شاید خوشحالی ام، که اقرار می کنم خوشحال هم شدم حتی، شاید از این بابت باشه که من این مدت دیدم چقدر فرق بین من و این بود، و الان شاید منصفانه نبود که به این سرعت به یک جا برسیم! به نوعی، شاید حس کردم حق به حقدار رسیده!
بعد فکر کردم شاید سالها قبل که بورسیه منو هاپولی کرد، از اون موقع تو نهان من مونده بوده که ببینم این زمین می خوره و آبی باشه برکونی سوخته!
خلاصه که، هنوز فکرم مشغوله، ولی اعتراف می کنم که شاااااااااااااد شدم!! خیلی هم شاد شدم! انگار بخشی از کارمزد منو تازه دیروز پرداخت کردند! مصری با معدل بیست از دارغوزآبادی در مصر فوق لیسانس گرفته بود اینجا اما، درس دینامیک را فقط 13 شد!! پایان نامه را هم افتاد!! موضوع تزش کاملا تکراری بود! اصلا سوال ازش این بود که اول کار سوال تز تو چی بوده دنبال چه ناشناخته ای رفتی رسیدی به اینجا؟ باید بگم خیلی موارد، از جمله همین، از خریت ها و اشکالاتی است که به خانوم چی وارد است. جلسه دفاع عملا جلسه ارزیابی استاد راهنماست و حتی خیلی جاها که این بابا تازه برای بار اول به چالش کشیده شد، فقدان استاد راهنما را می شد دید!! این کون گشاد خانوم خیلی برای همه ما کم گذاشت، یکی مثل من کون خودشو پاره کرد و رسوند کار را، یکی هم عین مصری آقا، فقط کار فیزیکی کرد، و خب رسید به آنچه حقّش بود خدایی.
می خوام از امروز بهش بگم دکتر!! برای اینها این لقب خییییییییییلی مهمه و الان که نشده وقتی بهش بگم عملا این لقب ترور می شه تو ذهنت!! اینو از خباثتم می کنم اقرار دارم.
این پسرترکه عجیب شده رفتارش با من. انگار کونش گذاشته ام یاباباشو کشته ام! خیییییییییییلی بد رفتار می کنه! عین آدم قهر، هاپ هاپ سلام می کنه رو بر می گردونه. پارسال که من دفاع داشتم خیلی ناراحت بود می گفت من تازه اول راهم! خب بگو کونده پر رو، به من چه!! بازم زنش آدم تره منتهی، نمی دونم چه هیزم تری به این احمق فرو کرده ام که اینم از ما دلخوره!
بریم کار کنیم.
فعلا