نمی دونم امروز چه مناسبی هست اینجا که از خود ظهر، تو گرمای دیوانه کننده اینجا، صدای کنسرت و طبل و آواز مدام به گوش می رسه. الان مدتی است کسی دیگه نمی خونه، و یک ریتم ثابت عاشورایی، گرومب گرومب گرومب، فقط یکی طبل می کوبه!
گاااااییدند ما را از بس شادی کردند! خب ول کنید دیگه!! پریشب بازی تیم فوتبالشون بود فکر کنم دوازده شب تازه شروع شد، نمی دونم تا کی، جیغ بود و فریاد و هلهله و فشفشه... خوابم برد نفهمیدم کی تمام شد اون مسخره.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۵ ساعت 19:47 توسط مسیح
|