یک جور مسخره ای کلافه ام!

کارم پیش نمی ره اما اون نتیجه کلافه بودنم است نه دلیلش

نمی دونم. تو جهان موازی ام یحتمل چیزی درست پیش نمی ره...

من کلا حال کار کردن ندارم! ظهر ناهارمو دانشگاه خوردم ،دیدم تمرکز ندارم، اومدم خونه خوابیدم!

الان هم اما، همونه وضعم!

یک چیزی کم است...

یک چیزی، که نمی فهممش!

چند ماه دیگه باز بی کار و بی حقوق می شم...

دو روز است هرجا بگی دنبال فایل اکسلی می گردم که توش یادداشت کرده بودم برای کجاها فرم فرستادم و از کجاها جواب گرفتم!

نیستش!

لامصّب، معلوم نیست کجا گذاشته بودم...

خل شدم.

یک قضیه ریاضی به چشمم خورد، به اسم قضیه بوس! قشنگ بود. می گه یک تعداد کره هم اندازه داریم. یکی اش را در نظر بگیر، بعد بشمار حداکثر چندتا کره دیگه می تونند بی اینکه همپوشانی پیدا کنند این کره را ماچ کنند!

وقتی یک بعدی باشه مساله، می شه دو بوس!

دو بعدی که بشه می شه شش بوس!

و در فضای سه بعدی، حداکثر 12 کره می تونه یک کره مرکزی را ماچ کنه، بی اینکه همپوشانی پیدا کنند با هم.