مصری، حدود بیست روز دیگه بر می گرده مصر.

تو آزمایشگاه دیدمش امروز. دهنش بوی سگ مرده می داد. فکر کردم روزه است، نگو ناهار یک چیز بدی خورده و الان در تکاپو برای مسموم شدن و نشدن است!! شعور هم که تعطیله کلا، فقط تو دهن من حرف می زد.

دانیلا به کمک نیاز داشت، خوشم میاد ازش با اینکه اصلا نمی تونیم با هم حرف بزنیم. فکر می کردم کار کوتاهی باشه اما به چشم به هم زدنی، دو ساعت طول کشید نامرد! تقصیر خودم بود، یک سوراخی را با مته، زیادی عمیق زدم! مجبور شدم بایستم ترمیمش کنم با رزین و مکافات...