هنر رزین
دیروز دو تا رنگ خریدم. رنگ مخصوص رزین. اینجا یک سنسوری می سازم، که اساس و پایه تز خودم هم بود. نو آوری ای نیست اما اشتباهاتی توی ساختنش رخ می داد که من اصلاح کردم و بسیار فرق کرده است. حتی شنیدم اون استاد ممتحن تز ام که کانادا هست پیغام پسغام داده ببینه می تونه سنسور ساخت منو داشته باشه یا نه. می خواستم به تولید کننده های انگلیسی هم بفروشمش، حتی تا لیسبون هم سفر رفتم معرفی کردم اما انگار قسمت نبوده هنوز، جلو نیومدند. به خانوم چی پیشنهاد کردم یک شرکت بزنه، تولید کنیم با هم. به تخمش حواله کرد. به دانشگاه گفتم لیست قیمت بدیدم و بازاریابی کنیم، ریز قیمت را هم خودم تعیین کردم دادم بهشون، باز به تخمشون بود کثافت ها با اینحال، این چیزی است که من امیدوارم بتونم با ساختن و فروشش یکم زندگی ام را به لحاظ مالی تغییر بدم! راه دیگه ای که نمونده. بلیط بخت آزمایی خیلی بعید است که برنده بشه!
حالا در راستای این هدف بلند مدت، دیروز رفتم رنگ رزین خریدم که ببینم می تونم ظاهر سنسورها را هم با رنگهای قشنگ علامت گذاری کنم یا نه. یک چیزی شبیه تیله های شیشه ای و اون پرچم های قشنگ داخلشون مد نظرم هست. باید بشه، ولی خب لابد کار می بره تا بفهمم چطور باید چکار کنم.
هفته قبل سعی کردم کیوآر کد برای محصول تولید کنم. همین مربعها که وقتی گوشی را روشون می گیری تبدیل می شن به متن. نشد. یعنی تولیدش ساده بود اما اقلا مربع 2*2 لازم داشت که زیادی بزرگه برای کار من. نوشتم فکر کنم قبلا. حالادارم فکر میکنم جهنم و ضرر، بندیلکت می کنم این شناسنامه را به سنسورم! ولی خب اینو هم باید بتونم داخل رزین قشنگ دفن کنم و یک چیزی شبیه بندکلید به دست بیارم.