خب، روز نو!

یکراست رفتم آزمایشگاه.

قالبها را باز کردم، خودمو چشم نزنم، عاااالی شده بود!! یعنی فکر کن چیزی نه در حد طلا سازی اما قطعا در حد دقت دندونپزشکی را، جوری قشنگ انجام دادم که خودم با همه این خلق کوفتم در سختگیری، لذت بردم! یک کوچولو یک جای بی ربطی اش نیاز به سوهان داره فقط ولی اون بخش اصلا بسیار صاف و صیقلی و هم تراز و خلاصه قشنگ درست شده بود. هیچی هم به هیچی اضافه تر نچسبیده بود. یکی از هنرهایی که این مدت در خودم کشف کردم استفاده از آشغالها و دم قیچی ها و چیزهای به درد نخور بوده است!! یعنی یک جاهایی به کارشون می برم که به عقل جن هم نمی رسه. از جمله دیروز یک باریکه ای از ضایعات یک رزین دیگه را بعنوان حائل استفاده کردم که چیزهای مختلف به هم نچسبه،

و نچسبیده بود. قشنگ کار کرد! ایول!

رنگهایی که برای رزین خریدم اما خوب کار نمی کنه. قشنگ نمی شه. نارنجی خریده بودم و بنفش. با رزین قاطی نمی شن. و داخل رزین برااااااق و شفاف و قشنگ نمی شن! یکجای کار اشکال داره...