اتاق تکی خیلی خوبه هاااا!
هندونه آورده بودم! جاتون تهی!
هم اتاقی که هست آدم می گه ییهو بوی این بهش می رسه دلش می خواد. نمی شه هم هی برای مردم سفره انداخت. دیشب اینقدر دیر رفتم سمت خونه که ناچار شدم برم فروشگاه و نون مادربزرگ با خمیر مامان بخرم،
بعلاوه هندونه.
اسم نونش این بود خدا شاهده!
pao avo com massa mae
فروشگاه
pingo doce
یحتمل نون خمیرترش باشه. منتهی یک چونه خمیر خودمونو تجسم کن که پخته شده و داخلش خمیره روش برشته. خداااااا برای شمیم خوب بخواد که 26 ماه است منو نجات داده! برام تنور خرید، خودم می پزم.
نون پنیر هندونه خوردم شام، بعد دیدم نمی شه،خمیر کردم!! تا خود دوازده در حالی که فحش خودم می دادم از خواب و از بدخلقی، نون پختم :))
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۵ ساعت 14:0 توسط مسیح
|