خدایی کسی از شما فکر می کرد دوره آخر الزّمون را ببینه؟
الان توشیم!
نه که بخواهیم شلوغش کنیم ها، همین شلوغ نکرده هم شما ببین تماااام آیین های زیستی که در زمان دنیا اومدن ما جاری و محترم بود، به گا رفته است! از همین شلوار سوراخ و پاره که پا می کنی بگیر،
احترام به بزرگتر،
ارتباط با خانواده،
ازدواج و رابطه والد و فرزند،
حتی غذاهایی که امروزه می خوریم از پیتزا و نمی دونم ناگت و ساندویچ ها و باقی چیزها که هیچ تناسبی به قرمه و قیمه و آش و یخنی و کوکو نداره دیگه،
تا چمیدونم مشاغل و کارها،
اعتقادات،
علاقه ها،
آرایش ها،
حتی موی اینور اونور آدمها،
دارایی ها که قبلا شاید خر و گاو و گوسفند و زمین و دوچرخه بود و بیل و طناب...
حتی شاه که رفت و جاشو داده به شاش...
هم جالبه به نوعی،
هم غم انگیزه،
هم اگه بیرون از گود باشه آدم،
شاید هیجان انگیز!
ور افتادیم قشنگ...
بخاطر یک مشت دجّال بی همه چیز طمعکار یا مسلمان! نه بیشتر! بخاطر یک مشت بیمار!