خانوم چی خونه نو خریده،
گفت مشغول جابجایی هستند...
همین چند سال قبل بود که طبقه بالایی خونه خودشونو خریده بودند و دو تا را داده بودند سر هم...
فکر کن، خانوم چی یکسال از من کوچیکتر است، دو شکم زاییده، هر شب سکس داره، اقلا داره به دومین خونه اش اسباب کشی می کنه، شغل ثابت داره، و من، به یمن خریّت نسل 57 و جنایت حرامزاده های اروپایی و آمریکایی، از تمامی یک زیست معمولی محرومم که هیچ، تازه دارم دنبال کار می گردم در سن بازنشستگی!
کورش پیام داد همین الان که داشتم غر می زدم. همینی که ازش خونه اجاره کردم. پسر نیکی است. دعوت کرد فردا ناهار بریم جایی. بدهی ای به من نداره، فقط شاید فکر می کنه چون نامه هاش میاد تو صندوق پستی خونه و من بهش اطلاع می دم باید یک جوری محبت کنه. لازم نیست واقعا تازه منو از روال عادی زندگی خودم بیرون میاره! منتهی، خواستم بگم اینهمه تفاوت هست بین آدمها!! ایییییییینهمه!
سعی می کنم فردا من میزبان باشم. بهرحال هم دکتری گرفتم هم کار موقت!
وعّه یادم که میاد چهل درصد از حقوقمو دولت می خوره، کلّه ام داغ می شه!! لامصب آخه وقتی کسی دارا باشه این مصداق داره نه من بدبخت که بعد از ماهها بیکاری یک کار چهارماهه گیرم اومده، بعدش هم لنگم به آسمونه!