غزل خداحافظی، بیت اول!
دمای هوا 23 درجه است، اما من عرق کرده ام!
لباس آنچنانی هم تنم نیست ها! فقط در حد ستر عورت و اینکه سردم نشه که بعد بگم سرماخوردم قفسه سینه ام درد گرفته.
تا الان فکر می کردم روز گرمی بوده منتهی، 23 دمای عرق کردن نیست! این، می تونه مربوط باشه به قلب!
نمی تونه؟
یادمه تو آمبولانس یارو ازم پرسید عرق هم کردی؟!
سه شنبه، ده صبح، تست دارم. نمی دونم چه تستی هست اما مربوط به قلبمه. بعدش بیسته و چهارم سپتامبر، یک تست دیگه...
نمیرم تو عنفوان بی کاری و بی انگیزگی و بی مرادی و بیکامی خلاصه! فکر کن!
ملیحه می گفت نشانه های سکته قلبی از یکماه قبل شروع می شه! الان من کجای اون یکماه هستم؟!
واقعا خلقت آدمیزاد یکی از خطاهای بزرگ دستگاه خلقت است! بلاشک یک خطاست!
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 23:49 توسط مسیح
|