دندونم همینجوری ذره ذره خرد می شه و می ریزه تو دهنم! این حرومزاده هم جواب ایمیل نداد. باید عصر زنگش بزنم.

رفتم آزمایشگاه، خانوم چی ایستاده به این ترکه کار با دستگاه را یاد می ده. خدایی چقدر یک آدم می تونه عوضی و احمق باشه! دیروز مدتها تو آزمایشگاه با هم بودیم، از من نمی پرسه، که مبادا تداعی بشه چیزی را نمی دونه! بعد امروز به یک خفّتی داشت کار می کرد که آدم فقط خجالت می کشه. الدنگ بودن به روایت تصویر، دقیقا این هموطن ترک بیخود ماست! مجسّم شده!