کجایید، آب بردگان؟!

نیستید؟

دم عصر است. با اینکه ناهار خورده بودم ولی احساس گرسنگی می رفت که در من زبانه بکشه! یک دنیا کلم پلو نسبتا سنگین (شفته و آب دار، شبیه گل!) که پریشب ها درست کردم و این دو روز نرفتم مدرسه که با خودم ببرم را، دااااااااغ کردم و زدم بر بدن. همچین قشنگ خوابید موتورم!

دم عصر است. آفتاب بالاست. خیر و شر می کنم برم بیرون یا نرم! آخرشم نمی رم! با اینکه اگه برم ،و وقتی می رم، کلی از محیط انرژی می گیرم. 

اوکراین، گوشه از از  ذهنمو به خودش مشغول کرده است. بازم جنگ! 

تو تاریخ معاصر، یکبار رضا شاه فکر کرد آلمان قدرت برتر است، وقتی دنیا آلمان را سر جاش نشوند، رضا شاه سر از موریس در آورد!

دارم فکر می کنم که آیا اینهمه سکوت و وادادگی و بلکه نوکری سران از روسیه، ممکنه به اون سرنوشت منتهی بشه؟ یک اشتباه محاسبانی رخ داده باشه که برنده و بازنده را قاطی کرده باشند و، همه باهم به قعر تاریخ سقوط کنند؟

تعجب می کنم که چی تو مغز یک عده می گذره که کشوری با چه همه امکانات و مردم و مساحت در اختیارشونو، نمی تونند به لحاظ رفاه و ... برسونند به صدر، بعد دنبال اضافه کردن به مساحتش اند!

حضرات ما اینجور

پوتین همینجور

اردوغان همینجور

چه مرگشونه؟ چرا از شیخ نشین دوبی یاد نمی گیرند؟ دو وجب داره، هنرشو تو همون نشون خلق خدا داد. خاک بر سر این احمق ها. بیچاره ملت هاشون