تا بیست دقیقه دیگه دفاع دانیال است. خواهد رید، و وی را خواهند درید! منتهی از سه چهار ساعت دیگه، کل ورق برمیگرده و با ادعاهای یک بچه تهران رو به رو خواهید شد که خواهد گفت شاخ غول را شکسته و کون فیل را دریده و مرز علم را در نوردیده است!

تک و توک تهرانی های خیییییییییلی با اصالتی دیده ام منتهی اغغغغغلب، بچه زرنگ اند و سوار کار!! خر ببینند خوب سواری می گیرند، اما کاری برای کسی نمی کنند! تو دهن گرمی دارند، ادعاهاشون کون خر را پاره می کنه، و خب، بچه پایتختند دیگه! چه می شه کرد؟

من هیچوقت شماره موبایلمو عوض نکرده ام. یک دختره بود تا تهران بود و از اینجا اطلاعاتی نداشت و کمک می خواست به سرعت منو پیدا می کرد اما بعد که اومد هرگز و هیچوقت حتی یک احوالپرسی نکرد!! به حدی کمکش کردم که خودش می گفت مامانم که اومده بود بهم سر بزنه می پرسید اون آقاهه که خیلی کمکت کرد چی شد! می خوام بگم اونقدر به این کمک کردم که مامانش می دونست، اما اون بیشعور حتی یکبار یک پیام خرج نکرد، چون دیگه به دردش نمی خوردم. سالها گذشت و یکبار تو لینکدین با هم چت کردیم بعد از شش هفت سال و اینو بهش گفتم، نتیجه اینکه منو بلاک کرد! به تخمم البته! قبل بلاک نوشت من شماره ات را نداشتم! کوسسسسسسسسسسسکش فقط وقتی ایران بودی شماره را داشتی؟ خب همون بود و هست!!

باری.

پاشیم بریم عروسی آقا دانیال. دوست دختر کثافت این هم وقتی برمی گشت ایران ازش پرسیدم می تونی یکم پول ببری، نه پرسید چقدر، نه فکر کرد چقدر ضروری است، فقط گفت نه شرمنده ام!

از شرمندگی در نیای حرومزاده به درد نخور! سبکتر و بی دردسرتر از پول هم مگه هست؟ بگو به درد نمی تونم بخورم! بگو سود نداری پس لازم نمی بینم برات کاری بکنم! کثافت!