عکسهای مهمونی را گذاشتند تو گروه

من تو اغلبشون نیستم، چون عمده وقت را بیرون سالن با این آقاهه گپ میزدم. چیز زیادی هم از رقص سارا نبود. بیشتر جیغ کشیدنها ضبط شده بود.

جای تاسف داشت که رقص مشترکی نداشت ملت ما. بازم پرچم ترکها بالا بود که شناسنامه دار بودند با اون رقص پا و حرکات مشابه بوقلمون. ولی‌ بقیه، تک میزدند. هر کسی یک سمتی میجنبوند...

دلم سوخت الان، اون دوتا خانوم مسن دیشب کلا دور از همه ایستاده بودند. به پیشنهاد من نزدیک شدند به حلقه تکان دهندگان ولی گمونم وارد نشدند. تو هیچکدوم از عکسها نیستشون منتهی تک تک پیام گذاشتند تو گروه تشکر کردند!!

میدونید، بدی ماجرا اینه که حتی دخترهای گوساله این خانوم مامانشونو نه صدا زدند نه باهاش عکس یادگاری انداختند! اگه زشت بود، چمیدونم بد لباس بود، جوری بود که کسر شان بچه ها بود شاید میفهمیدم منتهی، مامانه با سه برابر سن بچه هاش، هنوز از توله ها قشنگ تر بود! منتهی چه میشه کرد با روزگاری که گذشته و یحتمل ستایشگری که در آغوش خاک خوابیده...

شایدم در تهران، کسی دیگه را داره ستایش میکنه البته!! کسی چه میدونه چی بر ملت میگذره.

گاو نباشیم!