اخبار، بخش بزرگی اش لااقل، پرداخته بود به اینکه ری شهری نامی مرد قبل اینکه فرصت کنه بگه، چیزهایی را که باید می گفت. باید روشن می کرد قبل مرگ...

منتهی، مگه روال طرف روشن کردن و نور تابوندن بوده، که آدم انتظار داشته باشه این دم آخری نوی به جایی بتابونه، ولو به مستراحی در گوشه ای از تاریخ؟! منظورم کوچک بودن فضای هدف است وگرنه مستراح از اتاق مهمونی واجب تر است بودنش.

داشتم فکر می کردم، اینکه ملت ما تکون نمی خوره و مسخ شده، خیلی هم بی دلیل نیست. فکرم رفته بود عقب، به سی چهل سال قبل. فکر می کردم خایه های این ملت را کشیدند! اونهمه ای که به تیغ اعدام سپردند و مردم جاهل هورا کشیدند یا در بی خبری رد شدند از کنار ماجرا، بگیر و بیا تا الانی که تک و توکی مونده و هر از گاهی روسری ای به سر چوبی می شه یا حرف حسابی یک گوشه ای زده می شه و خب به طبع، سریع جمع و جورش می کنند کسی نشنوه

منتهی اون همه ای که آمار حتی نداره، اونها قلب و شیره وجود این ملت بوده. کسی که بر عقیده خودش ماند، ولو که می دونست اگه برگرده  جون به در می بره. اونهایی که کودتای نوژه را همراهی کردند و در واقع توی تله  افتادند. اونها آدمهای خایه دار و شجاع جامعه بودند دیگه. کشیدند، اینجوری شد! الان جامعه اخته است! اینه که آبستن هیچی نمی شه! شکم هم که میاره، بعدش می بینی نفخ بوده! خالی می شه... هیچی ازش عاید نمی شه...

سوالم اینه! خب جنازه! مردی! برای کی؟ برای چی! چرا اون کارها را کردی که الان به این ناشایستی ازت یاد بشه؟ گیرم از چرب و شیرین دنیا وا می موندی و آخورت اندازه این سالها گرم نبود و دیوارهای خونه ات یکم کوتاه تر بود! ارزشش را داشت؟

بجز چهارپنج راس آخوندی که تلف شده، گویا یک نویسنده کمونیست ساکن کانادا هم به درک واصل شده است! براهینی نامی گویا. من کتابهاشو نخوندم، کاملا بی خبرم ازش منتهی تعارض در تفکر و محل سکونتش، خیلی بارز است. عین فرزندان حضرت امام که تو کانادا به خدا نزدیکترند تا در قلب ام القرای اسلام، ایشونم رفته بود کانادا از اونجا کمونیست را عارق می فرمود گویا! یا اگه نمی کرد، اما عذرخواهی ای هم نکرده و به درک واصل شده است. 

به درک!

می گه طالبان تعطیلات نوروز را در افغانستان لغو کرده است. کاری که هنوز تو ایران جراتش را نکرده اند اما، تلاش مضاعفی در این راه دارند بی گمان. برج آزادی را نشون می داد هیچ نورپردازی ای نداره ولی چند ماه قبل تو روز سال نوی چینی، با پرچم چین آذین بسته شده!! تف به این عمّال! طرف نوشته بود نتیجه نه شرقی نه غربی الان این شده که از شرق اجازه بگیریم که با غرب صحبت کنیم یا نه!! 

به قول اون ماهیگیر بلوچ، ما می فهمیم. مردم می فهمند همه چیز را. منتهی این دوره انگار کسی که نمی فهمه، اونوری ها اند!

پای منبر رائفی پور بودم. نوروز را مسخره می کرد. می گفت دیدید می شینند می گن هیچی نگید هیچی نگید الان تحویل می شه! همه منتظرند! خب مرض!

مرض به جونت کوتوله! آدم حسب اندرونیات خودش همه چیز را می تونه مثبت یا منفی ببینه. چرا نمی تونی بفهمی همون سکوت اندک لحظه تحویل سال چقدر می تونه معنی داشته باشه. نه اینکه هروقت قرار می شه احترامی گذاشته بشه یک دقیقه سکوت اعلام می شه؟ برای چیه؟ تو سکوت ملت  مغزشونو از برق می کشند و به هیچی فکر نمی کنند، یا برعکس، دهنشونو که می بندند یکم ممکنه بارقه هایی از تفکر از ذهنشون بگذره. می دونی همینکه یک عده موظف بودند، حتی نمی گم شوق داشتند، موظف بودند سر سال تحویل دور هم بشینند، سکوت کنند، منتظر بشن، می تونست فکرهاشونو به کجاها ببره؟ به اهمیت آدمهایی که اطرافشون درسکوت نشسته! به اهمیت تغییر. به اهمیت گذر تند زمان. به اینکه در فاصله سکوت سال قبل تا این سال چه کرده. چرا بر نفهمی خودتون اینهمه اصرار می کنید؟ شاید چیزی را شما نفهمید، اقلا خفه باشید! 

خفه!