حفظ حریم عنوان ها
آقا، حالشو ندارم برم برای فردا ناهار درست کنم! نمی رم مدرسه!! والله!
ظهر دیدم منصور نیست، بهش پیام دادم که ساعت دو جشن تولد فلانه استاد است اگه خواستی بیا. بیشتر می خواستم که بیاد که استادش ببینه اونجا هست. استادش از اینکه طرف دم دست و جلو چشم نباشه خوشش نمیاد. گفت آبگرمکن خراب شده و تعمیرکار خونه است و خلاصه ساعت را و مناسبت را پرسید و دیدم با یکم تاخیر خودشو رسوند. استاد فلانی، پنجاه سالگی اش شده بود. همکارهاش یک کیک اندازه یک بشقاب کوچیک براش خریده بودند، یک بطری شراب و دو تا صندوق میوه! دو تا شمع باریک هم روی کیک بود و خلاصه جمع شدیم، هجده نفر. نصف نصف استاد و دانشجو. دیگه یک شعر پرتغالی برای تولدش خوندند و یک جرعه شراب خوردیم و یک برش نازک کیک که لای دستمال کاغذی، نصفش چسبید به دستمال! ولی خوب شیرین بود خدایی. دیگه منصور هم اومد و بعدش که برگشتیم سر کارمون باز غیبش زد. یکم بعد با یک کیسه خرید اومد. باز غیبش زد. می خواستم برم دنبال لپ تابم رفتم ظرف غذامو از غذاخوری بردارم دیدم نشسته اونجا، مشغول ناهارش است. پسوند فامیلش بربری است و اونجا دیدم واااااااااقعا چقدر مصداق داره این فامیل باهاش! مرغ خریده بود، با دست افتاده بود به جون مرغه انگار بگی شغال داره غذا می خوره. یک تلی از استخون جلوش دپو شده بود...
لباسهامو آوردم داخل. بوی شوینده اتاق را برداشته است. مایارا با دوست پسر در جوارمون اند. نمی دونم چکار کرده که دیگه مطلقا صداش نمیاد! تا داشتم شاممو گرم می کردم عین کسی که از رو تشک کشتی بیرون اومده، با یک شورت و یک سوتین اومد، یک ظرفی را گذاشت تو سطل زباله و رفت. موقع رفتم در آخرین نقطه برگشت ببینه من دارم می چرمش یا نه و خب، واقعا هم نمی چریدم. یعنی اصلا وقتی رفت بیرون من رفتم داخل و پشت به پشت بودیم یک لحظه تو برگشت جفتمون چشم تو چشم شدیم چون منم باید برمیگشتم سر ماکروویو.
حالا که همه دارند و ما نگاه می کنیم، تا ببینیم سهم ما کدوم گوری است!
حکایت مالیات دادنم بیخ پیدا کرده. گویا خودم باید بدم بعد نمی د ونم از کی باید پسش بگیرم! از هرکی می پرسم هم کسی خبر نداره چی به چیه!! اون کسری هشتاد یوور هم برای اضافه پرداخت ماه قبل بوده انگار!
عجب، در مجموع! عجب!
مقاله ام که رد شد، یکی از اشکالات این بود که وقتی یک منحنی بر یک سری داده برازش می دی صرفا نباید به شکل بصری اش کفایت کنی و باید p-value و coefficient of determination براش ارائه کنی که بطور ریاضی مشخص باشه اون منحنی به داده ها سوار بوده یا نه!
مفاهیم را بلدم، اما اصلا فکر نمی کردم اون مفاهیم با این بحث سوار هم می شن. باید بخونم ببینم چی به چیه. تو پوسترهای تو مسیر هی نگاه می کنم می بینم هرکی یک منحنی برازش داده کنارش یک پارامتر دیگه هم ارائه کرده که کیفیت برازش را نشون بده. پس چرا من حواسم نبود؟ چرا استادم نگفت هیچی؟!!
فاجعه ای که ماییم به خدا.
پریروز یکی دوستان را سر جهلش کوبیدم، هنوز داره بپر بپر می کنه. عذرخواهی می خواد منتهی، به نظرم باید شهریه هم بده که زدم تو سّرش که حواسش جمع بشه! یک کارهایی، نه فقط ما بلکه عنوان و جایگاهی که ما به زور اشغال کرده ایم را به گه می کشه و این ستم می شه در حق بقیه. مثلا صبح یادم افتاده بود به دختر دایی ام. از دبیرستان که بود گفت دانشگاه آزاد می ره! یعنی اینقدر فراخ که حتی به دولتی فکر هم نکرد که مبادا سختش بشه. حالا دایی ما جون به عزائیل نمی ده، ولی هزین های این گوساله را به دیده منت می ده. بعد، داشتم فکر می کردم احتمالا طرف الان فوق لیسانسشو هم خریده دیگه و دایی چوپون من نگاه می کنه می بینه این طرف مدرک دانشگاهی هم گرفت اما هیچ درآمد و کار و هنری بلد نیست، با خودش فکر میکنه که عجب حکیم بزرگواری است خودش که مثلا می دونه گندم را کی بکاره و چندتا آب کی بهش بده! این کودن بعد با خودش فکر نمی کنه اون دختر تاپاله اونجور جایگاه یک دانشجو و یک فارغ التحصیل را به گه کشیده که، فکر می کنه همه همین اند بعد تو مخیله اش تصورش این می شه که من گاو، از همه تحصیل کرده های دانشگاه بالاترم!
یک اشتباه ظریف می کنه اولش، ولی نتیجه ای که می گیره عینهو اینه که حکومت را بدی دست ملّا! دیگه خسارت روی خسارت می زنه! و چون نفهم هم هست، تا عزرائیل تو سرش نزنه درست نمی شه و متاسفانه طبق مرام نامه عزائیل، هرچی نفهم تر، دیر مرگ تر!! نمی میره که!! حالا این رفیق ما و کلا بقیه هم همینند. غلط می کنه کسی که در حد جایگاه و عنوان و لقبش نیست، و تلاش نمی کنه که باشه!! از دانشجو انتظار هست. از دکتر از مهندس از محصّل، از هر کسی در اون عنوان و جایگاهش انتظاری هست که وقتی برآورده نکنه، به تمام بقیه ای که اون عنوان و مشغله را دارند ستم شده فلذا، کسی جلو من نیاد که پاره اش می کنم! ختم کلام!
خدا رحمت کنه شاعرش را، گویا ایرج میرزا باشه، مطمئن نیستم، می گه:
در چنین حال و هوا استاد اگر گوید سخن
با همه شاگردی ام استاد را هم می کنم!!
سرچ کنید خودتون دیگه.
شبتون خوش