دیشب، ماهی سالمون درست کردند و پلو منتهی، هر یک به حکایتی...
روی ماهی نمک فلفل و سیر و روغن زیتون زدند و گذاستند توی فر. خوب بود، طعم داشت. اما پلو:
برنجی که داشتند برنج تپل و قد کوتاهی بود. مدلی که لعاب میده و ماها باهاش سوپ درست میکتیم.
یک قابلمه اب کنار دستشون رو شعله بود که میگفتند سوپ است. گویا چیزهایی از سلزیجات را جوشونده باشی و این عصاره اش باشه.
یارو ملاقه ملاقه اب اضافه میکرد به برنج، هم میزد سر شعله. بینش گاهی شراب هم میزد بهش و گاهی لیمو ترش فشار میداد روش و باز هم میزد باز یک ملاقه از اب سوپ. خلاصه...
شاید یک ساعت این پروسه طول کشید.
دست اخر کره هم زدند
و پنیر رنده شده افزودند
تتمه پنیر را سر میز اوردند. هرکس یک ملاقه (!) از برنج کشید، از پنیر رنده شده یکم ریخت روش! قشنگ شد. دویت داشتم...
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 12:24 توسط مسیح
|