می گفت که فلانی دایی اش می رفته دبی، قبل از سفر سفارش می گرفته از خواهر زاده ها، با این شرط اولیه که فلان قدر بیش از قیمت خرید، ازشون پول خواهد گرفت!

دنیای بعضی ها از قبر تنگ تره انگار! فکر کن! 

به ما چه البته.

امروز حساب کتابهای سفر را کردند. دوازده یورو شد!! گفتم اگه یک اوبر می گرفتم از این سر شهر می رفتم اون سر گرونتر می شد که بهم شام داده اید از در اتاقم سوارم کردید بردید برگردوندید تازه کاپوچینو هم برام خریدید!! 

جالبی ماجرا اینه که حتی یک مبلغی هم برای بنزین و عوارضی بین راه تو حسابها در نظر گرفتند! ولی خب، وقتی بنا 

حالا اینو قیاس کنید با دایی اون بابا! گشادگی و گشاد دستی و وسعت دنیاهای آدمها را ببینید چقدر تفاوت می کنه...

به ما چه بازم!

باید وصل بشم به google pictures یا همچین چیزی. نمی دونم از کجاها پشتیبان می گیره و دسترسی به کجا ها پیدا می کنه لذا، باید حالا که سوادشو ندارم مراقب باشم عکسی از کسی نیاد رو گوشی ام. رفقا خودتون احتیاط بفرمایید بیشتر!

امروز بالاخره دل به دریا زدم و نزدیک 130 یورو مالیات دادم! امیدوارم بره بشینه تو حساب درست! نمیدونم کجای کار غلط بود که هیچ مدلی نمی شد وارد سایت بشم. ولی در هر حال ماهیانه این عدد را باید مالیات بدم زین پس، شاید یک روزگاری به کارم اومد. اجباری نبود ولی آینده نگری بود یکم... کلی تلاش کردم تا اصلا بهم شماره مالیاتی بدن! پرداخت داوطلب مالیات بر درآمد! بخاطر اینکه دریافتی ام خیلی کم هست گمونم معاف بودم. 

عرض کنم که دیروز یک افترشیو خریدم، به نام عقرب!! یک بوی اصیل سنگین قدیمی ای داره که کیف می کنه آدم!! بلد نبودم درشو باز کنم، یعنی فکر کردم اسپری هست نگو عین شیشه نوشابه بود نامرد. یک  عالمه اش ریخت همون در اول ازاله بکارت!

دیگه چی؟ 

از خوبی هاش که بخوام بگم، یک مقاله خوب پیدا کردم امروز که از سوادم بالاتر است خدایی ولی دوست دارم ببینم چیه. یکمی هم تکلیفم را با رگرسیونی که اکسل انجام می ده مشخص کردم و فهمیدم کدوم پارامتر چی داره می گه. مقاله ام را یکم کامل کردم ولی باید باز بخونمش انگلیسی اش روان نیست نامرد. منتهی همین که شاکله اش درست شده خوبه خودش. 14 صفحه!! خیلی لجم می گیره از مقاله های دراز ولی خب، دراز شد دیگه، چه کنم.

همین. هیچی ندارم از پند و اندرز و حکمت. برید بخوابید تا بعدا.