اوه اوه اوه وای بر من!!
الان دو تا لپ تاب دارم یک کامپیوتر رو میزی تو شرکت. طبعا همه زندگی ام بین اینها پخش است. الان اومده ام خونه، یک پوشه ای نیاز داشتم که رو لپ تابم نبود. فلش را زدم ام ببینم اگه هست تندی کپی کنم نخوام دنبالش بچرخم. حالا تا اینجا همه چیز درست، اما از این لحظه به بعد دیگه هی وای بر من!!!
فلش مال سالها قبل است. عکسهای نوجوانی بعضی از شماها توش بود! بعضی ها که ازدواج کرده اند، آلبومهایی از ایام شبابشون موجود است! باضافه یک عالمه عکسهای ناشناس! فرقی نداره بعضا که اصلا اسمشونو یادم نمیاد، بعضی ها که دیگه خیلی زاویه بسته گرفته بوده اند نمی فهمم این مال کی بوده!
فضاحتی ها! یک چیزی می گم فقط!! بعد گویا چند سری گوشی را کلا خالی کرده باشم رو این فلش، از انیمیشن های مرحوم دیرین دیرین بگیر تا نمی دونم محموتی نژاد و هر آنچه که بطور اتوماتیک تو پوشه های واتس آپ و تلگرامم ضبط می شده است! در این میان آهنگهایی هم هست که نمی دونم چرا باز نمی شه ولی بعضی هاش که باز می شه هم،
بازم هی وای من!! یارو رپ می خونه!! منو چه به رپ!! این خانوم جلسه ای هم هست! همین عصری تو اینستا کلیپ های طنزش را دیدم!! داره می گه نمی دونم برو خلبانی بپوش و ملوانی بپوش و الخ!
آقا، خیییییییییلی فاجعه است خلاصه وضع!!
حوصله اش را هم ندارم ببینم یکی یکی چی توی اینهاست! خیر باشه انشاالله!
یکی از اجراهای خودم با تار را هم شنیدم. باضافه کلی از عکسهای اون دوران که من بوده ام و یک تار...
درسته سه تار سفارش دادم ولی خدا و پیغمبری، من دلم تار را می خواد!! منتهی خب فکر می کنم نمی تونم تار به اون بزرگی را دست بگیرم ببرم تو کابین. بتونم هم لابد دیگه کیف دیگه ای نمی تونم ببرم. نمی دونم. حالا تا اون موقع، شاید هم تار را برگردوندم سفر خارجه!! تا قسمت چی بشه.