عطر زن
شنبه، یواش یواش رو به غروب در حال خرامیدن است. البته هنوز راه درازی داره و تازه شش عصر را می شه دید روی ساعت.
روز بدی نبود. البته اگه از این لحظه به بعد درس هم بخونم! دیروز همین حوالی خانوم چی یک ایمیل داده، سپتامبر سال آینده تو دانشکده و تو بخش، کنفرانس بین المللی راه انداخته اند و تا هفته آتی درخواست چکیده مقاله کرده اند. این، یعنی چند نکته، اول اینکه وقت حضرات به شدّت پر می شه و کمتر می شه ازشون وقت گرفت، بعدش اینکه قطعا فشارمون می دن که ولو چیزی نا مرتبط ، تولید کنیم تا اون وقت، یحتمل مرخصی ها و غیبت ها هم میفته به بعد از اون تاریخ. باید دید چطور پیش می ره.
امروز چیدمان اتاقمو عوض کردم. بهینه، همونی بود که بود منتهی، تغییر لازم بود. تنها حسن ماجرا اینه که رو به پنجره نیستم و چشمم کمتر اذیت می شه.
صبح، رفتم خرید. قشنگ این ماه سرشو ول کرده ام و گمونم راحت به هزار یورو برسونم! گوشت قرمز خریدم و مرغ و خیارشور و روغن و موز و نون و سیر. چهارده یورو شد. الان هم گوشت را تفت دادم و انداختم تو پلوپز شنا کنه تا بعد که پخت لپه های نیم پز و تفت داده شده را اضافه کنم و بریم سمت یک خورشت قیمه. مرغ ها را هم پیاز و زعفرون زدم برای جوجه! یخچالمو هم برفک زدایی کردم و خلاصه که می گم بجز بحث درس، باقی خوب بوده!
از ظهر، تا همین الان، تازه نوبتم شد تو آشپزخونه. این تینا، فکر می کنه اگه زودتر افطاری اش را درست کنه زودتر می تونه بخوره! چقدر هم از نفس افتاده! داشتم فکر می کردم آدم باید زن مسلمون بگیره!! اقلا یک ماه از سال قشنگ از نفس میفته!! وگرنه که می کشند اینها آدم را! باور ندارید؟!!
به قرآن! جامعه و فرهنگ و انتظارات خیلی آرام و خزنده رفته به سمت زن سالاری و ملت هم در غفلت کامل! البته من خیلی امیدوارم زودتر زنها یک حرکتی بکنند تو مملکت چون تنها راه نجات را به دست زنها می دونم ولی، دلیل نمی شه که نبینم چی داره پیش می ره. مثلا شما نگاه کن، پریود بر زن اعمال شده است، برای چی به نظرتون؟ برای اینکه یک هفته ده روز پنج روز مرد از دست زن و زن از دست مرد خلاصی داشته باشه! ببینید خدا می تونست عین مشک، تراوشات گویا خوش بوی ناف آهوی ختن را، مثلا از فلان سوراخ زنها در کنه!
منتهی نکرد!
چرا نکرد؟
تازه برعکس یک چیز ناجوری را اونم درست در محلی که قبله گاه خیلی نرها است تعبیه کرد، صاف برای اینکه تعطیل کنه ماجرا را!
بگه ول کنید، پنج روز در ماه هم سرتونو از لای لنگ و سینه بیرون بیارید اقلا دور و برتونو نگاه کنید!
منتهی، حالا چطور شده؟
خانومها تازه پریود که می شن نازشون می چله که هی وای دلم هی وای کمرم بیا بمالم بیا شکمتو بذار گرم بشم بیاد اینورم بیا اونورم!!
خانوم جان! این استثمار مرد است! این خلاف خلقت است اصلا! از کی تا حالا؟
ولی خب، می بینید که، همینه که هست.
آقا بگم براتون از آکله( راشله)!
آکله جون از هفته قبل که با هم رفتیم کوه، جواب من یکی را که حداقل نداده است! واتس آپ را خودش داد، منم صرفا از عکس های خوبی که ازم گرفته بود تشکر کردم ازش منتهی، طرف همینکه حس کرده از این نمد کلاهی براش در نمیاد، انرژِی اش را حروم ماها نمی کنه! حتی پیام را نمی بینه! قشنگه، نه؟!
اینه. زیست هدف مند...
بریم سر کارمون. فعلا