معضل!
اصلا یک جور قشنگی امروز داره به گا می ره از همین سر صبح!
می خواستم دوش بگیرم قبل از اینکه برم سر کار. شش صبح بیدار بودم. منتهی می دونستم تا خود هشت، آب گرم به اتاق من نمی رسه!!
هی وول خوردم هی وقت تلف کردم، آخرش نشد!
فکر کردم بذار ظهر برم دانشگاه! قشنگ دوش می گیرم، بعدش خوبه لباسها رو هم امروز که تعطیل نیست بشورم که اگه بازم ماشین کونی بازی در کرد آنجلا باشه درستش کنه.
تصویب فرمودم. ساعت هفت و نیم رفتم لباسها را ریختم تو ماشین، شوینده را ریختم، رفتم پای دستگاه که پولشو بدم و شروع کنه، دیدم نوشته ارتباط قطع است!!
خب. باید صبر کنم تا آنجلا بیاد. همه لباسهامو ول کردم و اومدم. یادم افتاد یک بابایی یکبار در نکوهش خارجه نوشته بود که اینها اینقدر خونه هاشون کوچیک است که لباسهاشونو می برند سر کوچه تو ماشین لباسشویی عمومی می شورند. بعد یکی گفته بود خب چه اشکال داره، این عصبانی شده بود که فکر کن لباس زیرتو می اندازی تو یک ماشینی که قبل از تو یک نره خری شورتشو توش شسته است!
من فکر می کردم خودش داره می گه شسته است، چرا اینقدر حرص می خوره؟ وانگهی، مگه من و تو و ملت تو شورتمون چه کار می کنیم که اینقدر نکوهیده و چندش است؟!! والله همه موقع کردن درش می کنند، موقع ریدن درش می کنند، این طفلک گناه که نکرده! تازه مال خانومها را اگه ببینی می بینی چقققققدر هم گل و منگل و تور و طرح بهش می دن که قشنگ باشه. اینهمه هم نباید دیگه سخت گرفت کسی که تو شورتش نمی شاشه که عزیزان! شاید و البته بعد از جیش کردن آقایون چون سرپایی انجام می شه و اینها نور مقدّسی به نام حضرت امام و مرجع تقلید و الخ ندارند که یادشون داده باشه بعد از اتمام بول باید با انگشت وسطی که دراز تر است از خود بیخ سوراخ مقعد بکشند به سمت نوک کیرشون و این کار را سه بار تکرار کنند و آخر کار کلاهک کیرشونو هم سه مرتبه فشار بدن که خلاصه همه جیز از تو مجرا در بیاد. خب نداشته اند. طبعا اون چند قطره ممکنه به لباسشون بشینه که می شینه. واسه همینم ما مسلمونها سرپا هم که جیش می کنیم با اینکه نمی شه اون عمل استبرا را ز بیخ انجام داد ولی تا حد ممکنه شیلنگ مربوطه را با کشیدن دست تخلیه و سر مبارکش را فشار و نهایتا با چندتماس دستمال کاغذی به چشم مبارک، تا حد مقدور تمیزش می کنیم خلاصه.
عه اینم شد حرف من دارم می زنم. ولش کنیم هرچند، باور کنید برای یک شرقی، ریدن در ممالک غربی یک معضل است و شنیده شده آقایان سفیر ایران هر از گاهی که اینور اونور رفته اند سپرده اند توالت فرنگی را ز بیخ شکسته و کناری گذاشته اند که بشینند سر توالت، به سبک ایرانی و صد البته بعدش از کیسه ملت هزینه بازسازی اش را تمام و کمال داده اند! بهرحال.
یک پست اینستاگرامی بود دختره رفته بود خارجه. خب بماند که من لباسش و کفش و تنبانشو دوست نداشتم، دو تا چیز خیلی هویدا بود. اولی شعف و شادی بی نهایتی تو چشمش و وجودش بود که نمی شد کتمانش کرد منتهی، وقتی دید رفیقش ازش فیلم می گیره شروع کرد به حرکات موزون، رقص هم نه، یک جورهایی حرکات عصبی ای که می خواست بگه خیلی شاد و رها و آزاد است و من بعنوان یک هم وطن راستش خجالت زده شدم اینقدر که حرکات این تصنعی و ناشیانه و بازم تصنعی بود. دستهاشو باز می کرد چرخ می زد ... آدمها نگاهش می کردند و نگاهشونو می دزدیدند و این، در شادمانی خویش به خر غلت مشغول بود.
بگذریم آقا. خلاصه شورت و شلوار ما بازم تو ماشین لباسشویی موند و اینطور که فهمیدم آنجلا هم مرخصی است امروز!! به همکارش گفتم، گفت ظهر زنگ می زنه به تکنسین! خانومه خدمه، چنان کار می کرد که نفس نفس می زد و عرق کرده بود همین سر صبح. خداوکیلی وجدان کاری به این می گن. رئیسش نیست، خودش تنها تو زیرزمین است اما چنان می شوره و می سابه که انگار بچه اش قراره اونجا کون برهنه بازی کنه.
با پایتون مشکلاتی داشتم از دیروز، یک مشکل عمده عمده عمده اش را حل کردم امروز ولی همچنان ترمزم شده نامرد!
به همین سادگی، روز داره به گا می ره ها! حواستون هست؟
بابت تذکرت سپاسگزارم عزیزم. لطفا همیشه در پاسداری از زبان فارسی، به من تذکر بده. در بقیه موارد هم میدونی که حسب ارادتی که بهت دارم، گوش میکنم ولی شما امساک میکنی اغلب،
یا اغماض!
نکن با من.