ظهر مایارا را تو آشپزخانه دیدم
از خستگی، به دیوار خوابش برده بود! چقدر هم که پهن و کلفت شده.
آدمهای کلفت لباس نپوشند، بهشون نمیاد!
بعیده دیر بخوابه شبها، ولی نمیدونم چرا اینقدر خسته است! شاید بیرونه، ولی هرررررر شب؟؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 22:18 توسط مسیح
|