بلیط برگشت از لیسبون را خریدم امروز

گرون میشد!

کلا که دو برابر شده، پارسال جمعا با ده دوازده یورو رفتم و برگشتم، امسال هر سفر بالای هشت یورو بود. بعد انتخاب میکردم میرفت مرحله صدور، ییهو قیمت یک و نیم برابر میشد! گویا حسب خریدی که آزمون شده میتوانند هی گرون کنند. من با هشت یورو میرم، با ده برمیگرده!! اتوبوس تازه. اول هفته با شونزده یورو میشد برم و بیام، نمیدونم چرا حس کردم هر سفر را داره شونزده تا میگیره، ریسک نکردم. بهرحال یک راه نفس کشیدن اینها هم این قیمت نوسانی بلیط است و نرم افزارهایی که بر ضد آدمهای بی برنامه و یهویی کار میکنه.

نیت کردم اگه نرفتم ایران که ساز بیارم، یک مندولین همینجا بخرم. لامصب سرم نمیشه خوب و بدش و کیفیت صدا و سازش را. کسی را هم نمیشناسم کمک کنه. نمیخوام ارزانترین را بخرم، یکم بیشتر پول میدم...

البته برنامه دو ماه آینده است که از انگلیس برگردم، و اگه ویزا ندادند، زودتر. بهتر بود یک ورزشی میکردم منتهی، نمیکنم خب! تنبلم.

هنوز مدارک لازم برای ویزا را بارگذاری نکرده ام. اینهمه کون گشادی به خودم سراغ نداشتم واقعا! 

دیگه چی؟

صدای صحبت امیر از چپ میاد، مایارا از راست. چه خوبه که هستند! دارم پیر میشم گمونم، آدمها را دوست دارم! دیشب به امیر کشک و بادمجون دادم! ذایقه خیلی تیزی داره، خدا میدونه خورد یا ریخت رفت. به تخمم. برنج خریده بود برام بدهی اش را پس آورد.

 کتاب بخونم...