بخیه دندونم باز شد، خودم کشیدمش!
خاک بر سر این دکتر با اون آموزش گرفتنش! بگو احمق اگه این بخیه تو دل و بال کسی بود که هر دو روز یکبار باید میومدتجدید بخیه اش کنی!! خب مریضید وقتی از پس کاری بر نمایید میرید سراغش؟؟ انگار خیاطی میخواسته بکنه چپ و راست دندون را دوخته به هم، بخیه های مشترک!! خب حرومزاده تو گره زدن هم صرفه جویی باید بکنی؟ خب این بیصاحب ها را تک تک بزن که اگه یکی اش باز شد بقیه سر جاشون باشند! نه که اگه گره اولی وارد تا تهش بشکافه! نوبرند بخدا.
عصری رفتم راه رفتم، یک فروشگاه تازه پیدا کردم. چیزی نخریدم البته ولی جالب بود، خیلی هم گرون!
از اون یکی فروشگاه نه یورو خرید کردم. پیازداغ، پودر فلفل سیاه، فلفل دلمه و فلفل سبز شیرین! موز، کشمش، بیسکویت، نان. کلا هم فقط نون لازم داشتم😅
مرض خرید گرفتم. چاره چیه خب تک و تنها در ولایت غربت...
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر ۱۴۰۱ ساعت 2:18 توسط مسیح
|