دیروز تو فروشگاه جدیدی که پیدا کردم، دنبال ظرف حبوبات میگشتم. تو اون قسمت ظرف دلچسب من پیدا نشد منتهی، چیزهای دیگه ای بود، از جمله یک سری تخم مرغ استیل. رو.کمر تخم مرغها عددهایی بود پنج تا پنج تا زیاد میشد. ندیده بودم، فکر کردم شاید از آنهایی است که دونه های فلفل را میشکنه. برداشتم و زیر و رو کردم و یک تابی به کمرش دادم، نگو تایمر بود. شروع کرد به تیک تیک کردن و ییهو صدای زنگش هم در اومد! حالا از اول ورود هم همه کارکنان یک جور بدی منو برانداز میکردند که شاید بخاطر لباس پوشیدن بود، ولی نمیدونم. 

بهرحال. زدم تو سر تخم مرغه، زنگش ساکت شد، ولی باز تیک تاک...

گذاشتم و در رفتم!

😄