امیدوارم خودش اینجا را نخونه با اینحال اسم نمیبرم که لو نره.

رفته تو مرکز ناباروری تخمک اهدا کنه، به قول خودش 75 میلیون تومن پول بگیره!

دقت کنید میخوام بگم احتیاج،  تا کجا میتونه آدمو احمق کنه.

چیزی که ملت روزمره اگه نه، ماهانه تو چاه توالت و لای دستمال هدر میدن را، بهش گفتن 75 میلیون تومن.

خانوم که حوالی چهل ساله است برای انجام تست، مکان جور میکنه و یک آقا پسر نوجوان میاد رو کارش و نیک ساعت گویا بهش تلمبه میزنه. ندید و نشناس! شرط موفقیت در تست، ارگاسم خانوم! حالا من نر چهل ساله تا وقتی طرفمو نشناسم و حس نداشته باشم بهش  براش راست نمیکنم،  یک مادینه چقدر با خودش غریبه است و بینش نداره که فکر میکنه ییهو میتونه به ارگاسم برسه با یک نر، اونم تحت شرایط تست و به منظور پول! بهرحال. خانوم به ارگاسم نمیرسه و مجلس تمام میشه پس فردا پیگیر میشن که خب حالا چی، دکتر (!) فرموده چون به ارگاسم نرسیدن مشکل هورمونی دارند و رد میشن!

ببینید دکتر چقدر هم حرومزاده، هم نفهم!

هیچی دیگه، حالا یا تست را تکرار میکنند، 

یا بالاخره یک گاوی به طرف میگه وقتی نر باید جوون باشه قطعا تخمک یک ماده جوون ارجح است بر توی چهل ساله بخصوص که هم خانوم خیلی زیاد است هم پولش خیلی قابل مداقه!

نه؟؟

خدا رحمت کنه شهید راه بینش و شهید وطن، ایرج میرزا را با کل دیوانش!

من به نظرم زنان محترم ما زمانی میتونند به حق و حقوق مورد ادعاشون برسند، که به شدددت درس بخواند، کتاب بخوانند، تو صف سالن مطالعه و باجه روزنامه و مدرسه رفتن باشند، تا توی صف عمل دماغ و اپیلاسیون و ترمیم پنجول و خط لب و چندشنبه های سیاه و سفید و نمیدونم روز حجاب و زن...

نمیشه منکر شد که فقر آدم را احمق میکنه البت. فقر و طمع! این مدلی خدایی دیگه نشنیده بودم بشه کوس کرد! یادمه شرکت نقشه کش میخواست، رفیقم که خودشم نقشه کش بود آگهی داد، با شماره خودش! یک قطار زن و دختر را بعد از تعطیلی شرکت، در محل شرکت مصاحبه کرد!! افراد برگزیده فرداش میرفتند فرم پر میکردند، منتهی اینبار در ساعت اداری شرکت. معرف کی بود، ممتحن شب قبل!

(طرف آخرش یک خانوم دکتر یزدی به سیخ زد، بعنوان همسر!)