امروز با روبنز حرف زدم. در واقع دیشب تصمیم گرفتم بجای اخبار و منفی ها، آهنگ گوش کنم موقع آشپزی. بعد یک آهنگ خیلی قشنگی اومد که نمی فهمیدم به چه زبانی است. براش لینک فرستادم ببینم پرتغالی است یا نه. اونم ندید و صبح دیدم نوشته فردا گوش می کنه بهم می گه و خلاصه امروز صبح زنگ زد که آهنگه اسپانیایی است. برگشته بود همون محلی که سه سال قبل زندگی می کرد. بسیار قشنگ بود فضا. مجموعه ای از آپارتمانهای مرتب بود با آسمانی آبی و خوش رنگ و تو محوطه ای که داشت عبور می کرد استخر رو بازی بود که اون موقع صبح کسی توش نبود به طبع منتهی، می شه فهمید دم غروب بشه رو خط استوا، چه غوغایی می کنند تو آب همسایه ها. فرهنگشونه دیگه. چند هفته قبل یک عکس خانوادگی از تو استخر گذاشته بود. خودش بود و زنش و یک زوج دیگه که نمی شناختم و خب، که چی؟! همینه دیگه. آدمند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 22:33 توسط مسیح
|