یادتونه این داستان چی بود که دو تا چوپان گله را میبرند نزدیک زمینهای ده کناری و یک گوسفند میره تو اون زمینها. چوپان جوانتر میره دنبالش که چوپان اون طرف دستگیرش میکنه. اینوری شروع میکنه به زر زر کردن و تهدید که اگه دست رو رفیق من بلند کنی چنین میکنم و چنان. یارو، شارپ، میزنه! این گوزو دوباره تهدید میکنه که اگه یکبار دیگه بزنی اش فلانت میکنم. طرف دومی را محکمتر میزنه...

حالا حکایت ارتش رییییقوی ما هم شده این!حرومزاده نشستی چندتا دانشجو و جوان دیگه را بکشه بعد تکون بخوری؟ هی دو روز یکبار یک لباسی هم می‌زند میکنند کول یکی میاد رجز میخونه که اگه یکبار دیگه فلان کردید ما فلان میکنیم! خب بکن، یا زر نزن!

حرومزاده.

الان ماجرا اینه نخبه ترین بچه های مملکت تو دانشگاه شریف دست خالی اند، یک مشت عربده کش بی مغز تا دندان تجهیز شدن افتادن به جون اینها! خاک بر سر حاکمان از راس تا ذیل که معلوم نیست دنبال کدوم سوراخ موش اند، بعد یک عده چوب دو سر نجس،این وسط به نفع اونهاچوب تو سر اینها میزنند! خااااک بر سرت که مرگ در ترس و یاس حقته! خاک بر سر مجلس دست نشانده! چماقدار ها حق دارند برای تصاحب ریاست مجلس آتی و شهرداری و خرید سیسمونی حرومزاده هاشون از خارج، تمام تلاششون را بکنند! چماقدار قبلی به تمام این جایزه ها رسید، مشخصه که انگیزه زیادی هست الانه...

منتهی!