خواهرم زنگ زده، میگه سلام اخوی؟!😄

حس جالبی بود! 😄

یک بامداد است، خوابیدم تو تختم، قبلش یک پیس ادکلن زنونه زدم که اگه زنی وجود نداره، اقلا بوش باشه!!! از قدیم موقع خواب ادکلن میزدم، یادمه هم اتاقی ام، شیرچی، مسخره ام میکرد که میخوای اگه حوری ها به خوابت اومدند بوی خوش بدی؟😄 مردک نفهم.

امروز یکم فکرم به نتایجی منتهی،شد، خوب بود. فردا مقاله هایی برای خوندن دارم...

همین!

شب خوش