پسره ده ماه بوده از ایران اومده،

برگشته رفته سر بزنه،

الان که اومده تنها توصیه اش اینه که نرید!

البته یکم منفی و نق نقو هست منتهی، قشنگ می ناله از همه چیز. از گرون شدن همه چیز، تا رفتار آدمها، تا حتی ساعت طلوع آفتاب!

خب مرض داری؟

تا اینجا بود سیگار به سیگار روشن می کرد که دلم فلان شده می خواستم برگردم استادم نذاشت اومد منو برد تو شهر چرخوند بهم روحیه داد،

الان رفته برگشته باز نالان!

چتونه؟ چی می خواهید؟ چطور که بشه خوشحال می شید؟! اگه خوشحال نیستید خب تخمشو هم که ندارید به این زندگی سگیتون، تو خیابون خاتمه بدید که!

کلا به نظرم اگه کسی حرفشو تو خیابون نمی زنه، گه می خوره اصلا نق می زنه! همینه که هست! برید یک چاهی مثل من پیدا کنید توش حرف بزنید تا خالی بشید! ساخت وبلاگ مفتکی است. یعنی هزینه هاشون بعدا باید بدی که حمیرا جون و باقی برات صورتحساب می نویسند، روز به روز!