سوراخ بی مصرف
خدا بیامرزه هایده را، می خوند واسه مردنم باید رفت تو صف!
دوشنبه، نوبت داشتم برم عروسم کنند.
همون، انگشت کنند به ماتحتم ببینند آپاندیسم، نمی دونم بواسیرم، نه خدایا چی بود، همون پروستاتم، اندازه اش درسته یا بزرگ شده.
چکاپ این سن و سال دیگه. حتی علمای اسلامی هم معتقدند سوراخی که تا سی سالگی ازش استفاده نشه را می شه دیگه حراج کرد، مال ما که 53 سال بی مصرف موند. بهرحال.
الان زنگ زده یارو می گه که کنسل! می گه دکتر نیست!
یعنی باید شاشید تو این شانس که حتی برا کون دادن هم باید منت بکشیم و باهامون بدقولی کنند! تف به این روزگار واقعا!
موافقید؟
منم!
خخخخخخ
خیارها را شستم، به توصیه مهیار تو یخچال بودند که سرد هم باشند. آب نمک 4درصد درست کردم، دو قاشق مربا خوری نمک می شد تو یک شیشه مربای معمولی. دیروز تو آزمایشگاه وزن کردم جلوی چشمهای متعجب دانیلا، مسوول آزمایشگاه! خلاصه، خیارها را گذاشتم تو آب نمک، سه حبه سیر هم شکستم، بی اینکه آب از دلشون در باید، اضافه کردم. شوید تازه و ترخون و الخ نداشتم یکم شوید خشک ریختم روش و یک شیشه کوچیکتر که بشینه رو خیارها و ببرتشون زیر سطح آب هم گذاشتم روی شیشه اصلی. یک چوب هم گذاشتم کنارش که اکسیژن برسه به مواد. گذاشتم جای تاریک.
قراره ظرف چهارپنج روز، آب خیارها کدر بشه و کم کم یک بوی ترشی ای بگیره. بعد می شه نمکش را تنظیم کرد و گذاشت یخچال و ده روز بعدترش خورد. البته که خیار را از همین لحظه هم می شه بیرون آورد و خورد! حالا تا ببینم چیز ترد خوشمزه ای می شه یا نه. قبلا نمک مفصل می ریختم سرکه می ریختم خیارها را سوراخ می زدم نخود تو شیشه می ریختم با سیر و سبزی های معطر و درش را محکم می بستم. عملا هم سرکه باکتری ها را می کشت هم بسته بودن در. یک خیار نمکی ای می شد که فکر می کردم خیار شور اونه. حالا دیدم می گفت که نه باید باکتری ها کار کنند تا مفید باشه مخصوصا برای خانومها. با این اوصاف می ریم که یک چیز مشکوک راتجربه کنیم! خیار شوری که رنگ آبش کدر شده و اصولا باید شک کنیم به سلامتش ولی خب چه می شه کرد!
چه خبر؟ کسی نمی خواد انگشتش کنم؟ زود نوبت می دم ها!
برم ببینم نوبتم را به کجا عوض کرد. این کون به این بکری تا قسمت کدوم دکتری بشه! یکم لاغره البته می دونم منتهی، آک آکه خدا وکیلی! حتی یک خانوم دکتر هم نبوده که یک انگشت بکشه به دورش، بیشترش که پیشکش!