فرج سرکوهی،منتقد ادبی، تو یوتیوب تحت عنوان چهره ای دیگر از فروغ که دیده نشده، به شعر فروغ پرداخته است.
من به این فکر می کنم که چقدر بی سوادم! چقدر بی هنرم که نمی تونم مثل ایشون، بفهمم! دسته بندی کنم، نکته را بگیرم!
هم فقط شعر هم نیست، شمیم وقتی عکس می ذاره، من می بینم یک چیزی توی عکس هست، اما نمی دونم چیه! به خودش هم گفتم گفت هیچی نیست منتهی، من اون هیچی را دارم می بینم! فقط نمی دونم چیه! نمی تونم بیانش کنم اما می بینم...
من لال خواب دیده و عالم تمام کر!
گنگ خواب دیده.
بهرحال شما را که نمی دونم، اونها که پیش از آموختن، پیش از تربیت شدن، مشغول کار شدند،
مثل ابرام،
فقط کارشون به کشتن کشید و نابود کردن
شما را نمی دونم که در حال آموختن اید، یا آموخته اید دارید کار می کنید، یا نیاموخته، شده اید لگامی که بقیه پا بذارند داخلتون و از پله های قدرت و ثروت وشهرت بالا برند نمی دونم منتهی در باره خودم می دونم که خیلی دلم می خواد بدونم، و براش وقت گذاشته ام منتهی،
نمی دونم!
نمی شه!
اینکه آدم خودش کشف کنه تا نهادینه باشه تو وجودش خیلی وقت می بره
و اینکه یکی بیاد شسته رفته بهش بگه، چون آسون حاصل شده، نهادینه نمی شه!
اصلا نمی شه فهمید این خدای کونی چه در سر داشته، چکار کرده، چرا کرده...
بچسبید به خداها و خداچه های خودتون که مال من، بدجوری قر و قاطیه!
برگردم به کلام اول، وقتی می گم من می فهمم، ولی نمی تونم بگم، الان برای اولین بار است که از دهن یک آدم باسواد می شنوم که می گه فروغ در فلان آثارش شعر نگفته، حرف زده! روش نشد بگه ریده!! بعد من که طاقچه خونه ام پر بود از کتابهای شعر، هرگز هیچی از فروغ نداشتم. یعنی اصلا جذبم نکرد که بخوام حتی امانت بگیرم بخونم. به نظر من هم حرف زده بود. حرف مفت! اما وقتی یک منتقد با سواد ادبی می شینه در باره فروغ حرف می زنه و از اثراتش در انقلاب اجتماعی زنان می گه، بعد می تونی بفهمی که تمامش هم اونی نبوده که فکر می کرده ای فهمیدی! خیلی اش را نمی فهمیده ای، اگرچه بعضی اش هم واقعا بنجل بوده!
از ما چه خواهد ماند؟!