خدایی این زندگی چقدر گوساله است!
خیلی!
احوال بابای این منصور بربری را پرسیدم. یارو دکتر بود برا خودش. از اینها که از یک خانواده پر جمعیت بیچاره یک نفرشون یک چیزی می شه و می تونه تا حدودی طبقه اجتماعی خودشو تغییر بده، بقیه، عموهای منصور مصری گویا خیلی داغونند، اینجور که می گفت. الان که پیامم را دیده و جواب داده می گه دستش و تکلمش مشکل داره. شرح که می ده می بینی مغزش مشکل به هم زده! می گه می خواد بگه تی شرت، می گه بالش!! این که دیگه آدم نمی شه که! می شه؟!
خدایا ما را بمیران قبل اینکه گرفتارت بشیم!
والله!
طفلک چند ماه قبل اینو به خواب هم نمی دید! داشت دنبال خونه می گشت که ازدواج کنه. زیدش فرانسه بزرگ شده اما مصری است بعد از راه دور می تونه برا فرانسه کار کنه منتهی قرار بود بیاد اینجا با هم باشند. گویا مصری ها هم مثل ما تا عقد نکنند نمی تونند بکنند! حالا اینکه چقدر مراعات می کنند را من نمی دونم ها ولی وقتی می گفت تعجب کردم چون پارسال مدتها دختره اینجا بود، یکبارشو هم که من خبر دارم این رفت فرانسه. درسته که برای سکس نمی رن ولی مگه می شه که بدون سکس هم؟! مگه مشکل داشته باشند!
خوراک لوبیا گذاشتم. مخصوص سرچ کردم یامی گسترونومی را پیدا کردم و دستور اونو دنبال کردم. طرف، آقای مهیار، غذاشو که پخت یک میز چید که طبعا سرش خوراک لوبیا بود و شاید یک نون و پنیر، بعد،
تجسم کنید این آقا که می گم یک آدم جا افتاده خیلی محترم باشه ها. مسخره نیست.
بعد گفت من امشب این میز را چیدم چون می خواستم جشن بگیرم. گویا تولد خانومش بوده که خیلی هم با احترام ازش یاد کرد و تشکر کرد و اصلا رنگی از مسخره بازی تو کل ماجرا نمی دیدی بعد من فکر کردم نگاه خدایی یک آدمی که دنیا را گشته، کوهی از معلومات است، برای شب ولادت خانومش خوراک لوبیا می پزه، قطعا هم مشکلی درست نمی شه که هیچ. حالا شاید باغ لواسون را هم کادو بده بهش ها، اونو نمی دونیم ما ولی می خوام بگم آدم وقتی اصیل و پخته می شه اینجوری می شه که تو شب مهمی که از قضا مربوط به شریک زندگی اش هم می شه نه خودش، شام شب، خوراک لوبیااست! درحالی که دو شب قبلش کباب فلان می پخته و قطعا دو روز بعدترش یک غذای خیلی با کلاس تر دیگه.
عطر غذا ام به هواست. نکته جالبش این بود که لوبیا خیس خورده را با پیاز و گوجه و فلفل سیاه و فلفل تند تازه و یکم روغن آفتابگردون ریخت تو قابلمه تا همه با هم پختند. فقط زردچوبه زد با یک ادویه دیگه. آخر کار گلپر و نمک اضافه کرد و یککککم رب گوجه و روغن زیتون ریخت روی کاسه.
تامام!