پنج شنبه، یازده صبح نوبت دندون پزشکی دارم.
یکی از دندونها به نظر تغییر رنگ بدی داده و سیاه شده. قبلا هم پرکردی داشته و یحتمل بخش تازه ای ازش خراب شده باشه.
هر از گاهی حس می کنم درد می کنه. بعد دقت که می کنم هر بار این درد را یک سمت دیگر حتی تو یک دندون دیگه داشته ام حس می کرده ام!!
روان شاد شدم رفت کاملا!
ظهری تو گرما رفتم خرید. اول، بالاخره یک ادکلن خریدم برای خودم. 16 یورو شد. به اسم
OUD VIBRANT LEATHER
EU DE PERFUME
60ml
اسپانیایی است
نمی دونم واقعا چطوره. خیلی چیزها را خوبه که آدم کادو بگیره! ادکلن مطمئنا یکی از اون اقلام است!
تا جایی که تونستم اینو تست کنم، وقتی بوش می مونه خوب می شه. آروم و سنگین و خوش بو می شه. اولش ولی نمی دونم چیه معلوم نیست اصلا!
رفتم فروشگاه گوشت چرخ کرده هم خریدم که تا مایارا جان از سفر برنگشته که یک هفته هرچی رخت چرک داره هی بشوره و آفتاب کنه، امشب یک دود و دمی راه بندازم و کوبیده درست کنم. از نکات جالب زیست در خارجه یکی اینه که وقتی جنسی پرمصرف می شه، فصلش می شه، تخفیف می خوره! این درست برخلاف رویه کشور ماست. مثلا یادمه پارسال که رنگ می خریدیم برای ساختمان، قوطی هایی که تو حالت معمول شاید سی چهل پوند بودند به زیر 15 پوند رسیده بودند! در اوج مصرف، کمترین قیمت. برای مثلا زغال و منقل هم همینه! امروز که فروشگاه از روزهای عادی شلوغ تر هست دیدم گوشت را بیست درصد ارزونتر می فروخت! این جالب است. این عدم عداوت بین آدمهاست. این رویه را خیلی بیشتر از اون روند احتکاری کشور خودمون دوست دارم.
باری،
از دیروز همچنان مشغولم به درست کردن یک کد که فکر می کردم فهمیده ام چی به چیه اما انگار بد فهمیده بوده ام! کاش یکی بود یک گاهی آدم ازش سوال می کرد! خیلی وحشتناک داره پیش می ره کارم.