صبح تا حالا فقط فضولی کردم!

این دختر عربه شش صبح می ره بیرون، در راهرو چنان می خوره به هم که ساختمان می لرزه. این ابله ها درهای عمومی را نو خریدند، نکردند آرام بند هم بخرند براش. عنقریب ساختمان فرو می ریزه. دیگه یک ایمیل زدم به مسوول مربوطه که بابا دوتا آرام بند هم بخرید.

بعدش دیدم هی وای من هجده روز دیگه باید بلند بشم! فوری ایمیل زدم که تمدید کنید تو رو خدا من بدبختم و بی خانمان!

دیگه الان اومدم به خانوم چی ایمیل زدم که یک نامه بده من قراردادم را باید تمدید کنم. کون گشاد دو تا نامه پس فرستاده، نوشته تو اینها را پر کنم که من قرارداد خودم را تمدید کنم، بعدش هم بگو نامه خودت را تا کی می خوای! می خواد بذاره دقیقه نود بنویسه کون گشاد!

دیگه من که پر کردم فرستادم براش حالا تا اون کی هم بکشه خودشو.

بریم ناهار. دیشب کوبیده درست کردم. قرار بود یکی رفقا هم بیاد دود کباب استنشاق کنه نیومد. تمام که شد داشتم براش بشقاب آماده می کردم ببرم اتاقش اومد. یکی دو تا لقمه خورد. ولی کباب به دودش خوشمزه است اصلا! زغالها هم نم داشت بیچاره شدم تا روشن شدند. یحتمل الان کباب سفت شده خواهم داشت. برم ببینم. جاتون تهی به مولا.