هرچی نگاه کردم دیدم تنها کار تفریحی من رفتن مراکز خرید است، بعد هیچی واقعا لازم نداشتم، حتی یک تخم مرغ! اینه که نرفتم بیرون.
تراس را شستم و گلدونهامو مرتب کردم. کوچیکها را انداختم دور، گلهای اسپاتی را که پر تا پر گلدون شده بود ریختم بیرون و فقط دوتا قامه ازش تو دوتا گلدون جدا گذاشتم. گلدون شعمدونی را بزرگ کردم، بسه همینها. فلفلهام بازم شته افتاده و این اسپری کار نمی کنه، درشو باز کردم با دست اینقدر آب سیر مخلوط با ریکا ریختم روی گل که خیس شد. البته شته های نامرد پشت برگه ها سنگر گرفته اند. زیر برگه! باید اسپری درست بشه بزنم به زیرش هم. وقتی چیزی آفت نداره اینقدر شاد و قشنگ است که آدم کیف می کنه. اما همینکه آفت می گیره، کز می کنه، چروک می شه، بد می شه خیلی. خیلی بد...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 23:15 توسط مسیح
|