یارو سالها قبل از علی آباد کتول، مثلا، پاشده با زنش اومده اینجا

اینجا، عینهو گه خشک، سوای از همه جامعه زیسته است. سوا که می گم خانومه فقط چادر مشکی سر نمی کنه وگرنه صبح به صبح شورتشو تا زیر نافش بالا میکشه، مقنعه را تا زیر چونه. منتهی مقنعه گلبهی! مثلا!

تو هیچ دور همی ای شرکت نمی کنه که مبادا با جمع همخوان نباشه، مبادا چشمش بیفته به شراب! دیگه تو حلق کسی که نمی ریزند که! می ذارند اونجا هرکی اگه دوست داشته باشه می خوره.

خلاصه

الان دیدم رفته نروژ به سلامتی. گفتم همونجا برات خوبه که اقلا کسی حس نکنه برای اسلام عزیز است که اینجور خودتونو می پوشونید! اقلا همه فکر می کنند خب سردتونه!

من موندم این بهشت که همه اش سایه است و شر شر آب از همه جاش میاد شما هم که باید لخت باشید و مهیا مدام، ییهو سردتون بشه چه می کنید؟!