این شاخ شمشاد خانوم می گه برو کار عام المنفعه بکن که مثلا تو جامعه باشی و حرف بزنی با مردم و سلامت باشی و الخ.
اول بگم اون بزرگواری که درخصوص معاصر بودن نتیجه مطالعاتش را می گفت و من براتون نوشتم، یک توصیه قشنگش هم همین بود. می گفت اگه همه می گن فقر مشکل امروز جامعه است، شما معاصر باش و بدون که نیست بدون که دروغ است! سرتو بالا بگیر و ببین که آنچه باعث فقر شده دیکتاتوری است پس نرو خیریه بزن غذا بده دنبال رفع و رجوع کردن فقر باش چون اینجوری می شی موسسه امام علی و هر موقع بخوان به آب خوردنی حذفت می کنند. منتهی اگه رفتی گیر دادی به ریشه امر که دیکتاتوری است اون موقع یک نیروی سیاسی هستی که بازم ممکنه بتونند حذفت کنند اما اقلا اینبار حواست جمع است. اینبار از رو به رو بهت حمله می شه از پشت در حالی که حواست به فقر هست، ضربه به سیاست دونی ات وارد نمیاد! اینها را خودم می گم ها. اون بابا می گفت که اگر جایی دیدی کسی دعا می کنه، می گه خدایا فلان کن، تو برو جلو! برو بگو خدا منم، من برات انجام می دم!! می گفت برو با فقیر حرف بزن. بذار از فقر صحبت کنه! می گفت اینکه فقیر خودشو می کشه بخاطر فقرش نیست بخاطر اینه که از انسان بودن تهی شده هرچه نگاه می کنه هویتی برای خودش نمی بینه وگرنه خیلی ها هستند که گرسنه و بی غذا و بی سرپناه اند اصولا باید طی یک بازه زمانی ای مثلا یکی دو سال همه اینها بخاطر فقر خودشونو بکشند! ولی نکشته و نمی کشند. سخت می گذره بهشون اماموقعیت پیدا بشه می رقصند. غذا بهشون برسه شاد می شن. هدیه بگیرند شاد می شن. ادامه می دن. تاااااااااااااااا زمانی که حس کنند دیگه تهی اند. دیگه فلسفه حیات ندارند. برا همین می گفت دانشجو باید بره بین مردم با اینها حرف بزنه به حرفشون گوش بده تا می تونه هم کمک کنه ولی اگه کمک هم نمی تونه بکنه همینکه بشنوه و بهشون بها بده که صحبت کنند، این بزرگترین کمک است.
پرت شدم.
آره عام المنفعه.
سر میدون، گاهی روزها می بینم چند نفر می ایستند. اتو کشیده و مرتب. بنرهایی هم دارند. اینها به نظر عام المنفعه اند منتهی قطعا دنبال تبلیغ یک ذین نکبت یا یک مذهب گه، ساعتها کنار میدون تو آفتاب و سایه سر پا می ایستند! برای نفع فلان پیامبر، فلان کشیش، فلان رمّال!
نه. من این کار را نمی کنم دوست.