چرا اینها از الان که هنوز هوا روشن هست کرکره هاشونو می دن پایین و مثل موش کور زندگی می کنند؟
یعنی الان پشت دیوار روبرویی من یک نر لخت ایرانی نشسته،
پشت دیوار پشت سرم، یک برزیلی برهنه؟!
خب حالا چرا صف را به هم می زنند! با کرکره بالا و پرده باز نمی شه که لخت بشن؟ دیگه از آدمیزاد وحشتناکتر هم مگه وجود داره؟ بعیده کسی چشم بذاره اینها را نگاه کنه. یعنی ممکنه؟ چی می خواد مثلا؟!
نرفتم هم چیزی بخرم، شام و ناهار ندارم امروز و فردا. هیچی دلم نمی خواد که بخورم!
دیروز این خانومه اومده نظافت کنه، بجز اتاق و حموم دستشویی هم بالکن را شسته هم یخچالمو مفصل تمیز کرده. هر دوتاش تمیز و شسته بود البته، منتهی فکر می کردم این وقتی تغار ماست منو بیاره بیرون ببینه با خودش چه فکر می کنه! یا نخود لوبیا که می خواست پشه بیفته و گذاشتمش تو یخچال، همونجور خام خام! حتما به مغزم شک می کنه.
به ما چه...