آخ آخ ظهر بشه من پاشم برم این باقالی پلوام را با ماهی گرم کنم بوی گند ماهی کهنه بپیچه تو غذاخوری،

بههههه به!

شماها از سبزوار چی می دونید؟ لغت سبزوار که به گوشتون می خوره، یاد اون نماینده پفیوزشون می افتید حتما. درسته؟

انصاف اینه که یاد سربداران هم بیفتید البته.

مصطفی آزاد هم خدایی معروفه. اونم با ساخت کلیپ های طنز نشون داد استعداد خوبی داره هرچنداخیرا رو آورده به ساخت سریال و خب اشتباه کرده. بعضی کارهای گروهی است و تمام گروه باید خوب و مستعد باشه که نتیجه خوب باشه وگرنه آبدوغ خیاری می شه. فرق داره با کلیپ طنز کوتاه که یک تنه می شه همه چیزشو به عهده گرفت و به اصطلاح سکّه کرد. باری.

این خطّه از سرزمین مقدس، یک شاهکار دیگه هم داره که من تا دیشب نمیدونستم همچین گهی هم ممکنه از خون سربداران نمو کنه!

بگید کی!

آخوند، شریعتی!! علی شریعتی! فارغ التحصیل رشته ملّا شناسی، معادل سازی شده با تاریخ!!

پی نوشت:

البته ما رفقای خوبی هم از آن خطّه داریم که ازشون کلامی به میان نمی آوریم، چون دوست نداریم رفقایمان را با شما قسمت کنیم!

اجازه نداریم!

و تعجب خواهید کرد اگه بگم یک دسته از این رفقا که می گم، کل یک خانواده اند تقریبا از خواهران تا برادران و همگی هم منو می شناسند کمابیش، بعضی به ارادت، بعضی به بغض! آدمیزاد است دیگر!

کلا از این دوستان خانوادگی چند فقره هست، یادش بخیر مهدیس و خواهر هم منو می خوندند. در واقع مهدیس می خوند بعد جاهایی که بهداشتی بود را برای خواهر قرائت می کرد ولی گمونم هیچوقت آدرس وبلاگ منو به خواهرش نداد!

نامرد :))