دیروز به کل به بطالت گذشت. واسه نجات امروز باید یکم بجنبم منتهی اولش می خوام پاشم برم فروشگاه دو تا بطری شیر بخرم که ماستم از ماست نبره خدای نکرده!
نمی دونم کی اینهمه سوسول شدیم ما. دما شده سی درجه حس خفگی می کنیم! شر شر زیر سایه عرق می ریزیم. طفلک مردمان سیستان که گویا ده روز آب هم نداشته اند...
این حرومزاده ها هم که با هم صلح کردند. پوتین و رفقاش. صبح اعلام کرد خائن هستند شب اعلام کرد بخشیده شده اند! معلوم نیست چه گهی دارند می خورند این حرامیان. بلاروس و روس و این جانیان...
به نظرم زلنسکی اینها باید یکم پول بیشتری می دادند به واگنر ها که تا اونجا رفته اند مسکو را بگیرند! کم کاری کردند یکم. شایدم دستشون تنگ بود طفلکی ها...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۴۰۲ ساعت 11:36 توسط مسیح
|