هد فونم را دادم به این پسره!

نکبت کونی امروز از صبح اومده هی وز وز وز با صدای کم یک چیزی گوش می کنه. گفتم اینو بگیر بذار در سوراخت صدات نیاد! کون ده!

دیشب رفتم ظرف بشورم یک دختره جدید اومده بود اینم بود با هم عربی گپ می زدند. فضا پر بود از بوی عرق آدمیزاد. دختره پای گاز تو اون هوا شلوار که داشت بماند، یک مانتو محلی و روسری هم روش کرده بود! چشونه اینها؟ والله بالله ما حیفمون میاد فلانمونو تو همچین خلایی بکنیم! ارزشمنده بخدا! وا بدید!