سن که رسید به 50
یحتمل اینها که می خوام بگم یک ارتباطی با سلامت، یا با سن و سال من داره،
الف، درحالی که پام آویزون هم نیست اما بارها طی روز بایدبند کفشم را شل کنم! پام باد می کنه انگار!
ب، تقریبا با همون رژیم غذایی قبل، دارم شکم و پهلو در میارم! البته یکم حجم غذا ام زیاد شده و ورزش هم دیگه نمی کنم.
ج، از حدود دو سال قبل، شبها باید اقلا یکبار برم جیش کنم. قبلش مثانه ام بزرگتر بود. انگار بگی کتری ام جرم گرفته است یا چیزی از بیرون فشار آورده لهش کرده و حجمش کم شده.
د، گفته بود نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم! حالا منم نه با عینک راحتم، نه بی عینک! یک افتضاحی شده چشمام که خدا می دونه فقط!
ه، همین.
کسی اگه تشخیصی داره بفرماد.
اینم تازه رخ داد. داشتم آدامس می جویدم یک چیزی سفتی زیر دندونم حس کردم. یحتمل پاره دندونی، پاره پرکردگی ای بوده باشه. حین ناهار هم چیزهای سفتی بود که ممکنه اونها سنگ، یا نمک حل نشده باشه. معاینه زبانی دندونها چیز خاصی را نشون نمی ده. مزخرف است که یکماه قبل دندونپزشکی بودم!!