شش عصر روز جمعه. امروز باید تحویل می دادم گزارشم را.
خانوم اومده می گه بیشترش را خوندم. متفاوت از بقیه است. منظورش اصلا این نیست که تعریف کرده باشه ها خیلی محترمانه داره می گه عجیبه، مثلا.
:))
به تتتتتتتتتتخمم!
:))
همینه که هست!!
رفت بچه اش را از مدرسه برداره، برگرده، بقیه اش را بخونه! فکر نکنید تمام شده ها! اصلا!
:))
آدمو چطوری که بکنند اینجوری گشاد می شه،
آیا !؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۴۰۲ ساعت 20:32 توسط مسیح
|