خب، من یک عالمه دویدم، تقریبا دو ماه گذشته را،

و الان که ته ماه شده است، هیچ یک از اهداف حاصل نشد،

و تعطیلات تابستانه دانشگاه از هفته آتی شروع می شه.

با این وصف، می تونم دو سه هفته ای که اینها تعطیل هستند با آرامش بیشتری به کارهام برسم و هنوز امیدوار باشم که نمرات برای این ترم ثبت بشه و یک سال اضافه تر مجبور نباشم اینجا بمونم.

واقعیتش اصلا نمی دونم چرا هول افتاده تو دلم که باید تمام کنم. باید جمع کنم. باید تمامش کنم دیگه!

حالا تمام که بشه باید دوره بیفتم که با همین مبلغ کارمند بشم ها! کارت ورود و خروج بزنم و هر رو باشم و الخ. منتهی آدمیزاد است دیگر،

تجسّم حماقت!