فققققط غر!
لای یک مشت کسخل گیر کرده ایم بخدا
این عربه خونه اش همین کنار است، رفته یک چیزی خریده اومده مثلا ناهار میخوره! پس زنش؟!!
اون یکی تمام شب با دخترهای کپکی کشورش زر می زنه بعد میاد دانشگاه هیچی نداره. می بینی قااااااااااارچی صدای گاز زدن به سیب بلند شد! سیب به جا ناهار!
یک پرتغالی 150 کیلویی هم داریم، دختر. اولا اینجا چاق باشی لاغر و حتی فلج، بازم شوهر و دوست پسر برات هست. اینم که میگم یک پسر خیلی خوش تیپی گویا شوهرشه. بماند. دختره کاپشن زمستونه تنش بود هفته قبل! امروز تی شرت نخی!! چشونه ملت؟
بازم اینها انگار دو تکه مرغ تو فر می ذارند هر رووووووز همینه غذاشون. مرغ و سیب زمینی.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 16:22 توسط مسیح
|