آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او

به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی

کانال اینستاگرام رشیدکاکاوند را دنبال می کنم، این شعر را گذاشته پرسیده مال کیه. از این حرکات که کانال فعال بشه و نمی دونم چی بشه. گزینه ها، خیام و حافظ و سعدی بود و شهریار و من که خیلی اخلاقم بد شده، می خواستم تو کانال همچون مرد محترمی، یادداشت بذارم که این سبک گه خوری شهریار است!

والله!

آن خایه مال مفنگی، دفتر دفتر به گا داد، و شد شاعر دربار! خاک بر سرت کنند که یک کلام حرف حساب نزدی مرد! یک کلام به زبان بریده ات جاری نشد! تش به گورت که تو بزرگتر این مردم بودی به نوعی و لال بودی و بی شعور!

بحث اینه که آدمها همیشه فرصت دستشون نمیاد. دست همه نمیاد. بعد وقتی کسی می شاشه تو فرصتی که دستش اومده، تریبونی که بهش داده شده، گوشی که برای یک ملت کر است و به این بابا سپرده شده، این اگه نیاشوبه خواب مرده را، از اون مرده پست تره! این همون می شه که چند سال بعدتر جوون بیست ساله باید خون بده جون بده زندگی اش را بده معوض تریاکی که این نعشه کشید و چس و ناله کرد از خودش! هنر کرد! رید! این نمی کردی یکی دیگه می کرد. علف هرز!