با ماشین همسایه ام از دانشگاه اومدیم خوابگاه. سر راه هم رفتیم یک فروشگاه خرید کردیم.
ماشین، درسته که راحته و خوبه ولی من واقعا احساس نیاز نمی کنم بهش.
حرفی ندارم. همین.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 22:46 توسط مسیح
|
با ماشین همسایه ام از دانشگاه اومدیم خوابگاه. سر راه هم رفتیم یک فروشگاه خرید کردیم.
ماشین، درسته که راحته و خوبه ولی من واقعا احساس نیاز نمی کنم بهش.
حرفی ندارم. همین.