بالای سن هجده سال

پی نوشت پاراگرافهای میانی پست شکار، دو پست قبل تر، می خوام این نظرمو باز هم تکرار کنم که بقا، بچه، خانواده، بیش از آنکه حق دختر نجیب و محافظه کار و در سایه باشه، حق جنده هاست! و من این کلام را به هیچ وجه بعنوان تخریب به کار نمی برم.

عین هر چیز دیگری، پاداش ها را به تلاش باید داد، و کی بیشتر از دختری که با همه خطرات جسمی و جنسی و اجتماعی و عاطفی، با تمام دارایی اش تلاش می کنه برای هدفش، حالا یا لذّت بردن از دنیا و جسم خودش باشه یا در راستای تور کردن کسی که دوست داره و می خواد که باهاش عمر بگذرونه.

فرقی نمی کنه هدفش. بحث اینه که یک عده ای از همه چیز مایه می ذارند برای رسیدن به هدفشون. هزینه می کنند. و کیه که بتونه اینها را سرزنش کنه و دختر سیب زمینی آفتاب مهتاب ندیده را به این تلاشگرها برتری بده. عرف ما میده، منتهی، بذارید من اینجا با عرف همقدم نباشم! به نظر من تلاش است که شایسته پاداش است، نه عین گیاه نشستن و انتظار! تازه وقتی هم که شکاری به پست این نشسته ها می خوره بااااااابای طرف را در میارند چون صرف نداشتن خیلی تجربه ها، ذهنشون از جسمشون بکر تر است انگار...