کارگری های سمینار شروع شد! قرار شده جمعه بیایم برای بسته بندی. خدا کنه چیز قشنگ خریده باشند! خداوکیلی این خانوم چی هیچ سلیقه نداره الان می بینی یک خودکار خریده به سایز دیلدو، که بتونه مشخصات کنفرانس را روش بنویسه!

قرار بود یک استادی هم از ایران بیاد. بهش گفتم اگه میاد و اگه صلاح می دونی تا من ساپورتش کنم. گفت یکیو بجا خودش معرفی کرد که مقاله اش را ارائه بده و گمونم نمیاد خودش. مشکل داشت برای ارسال هزینه و قرار بود همینجا نقدی پرداخت کنه...

داشتم فکر می کردم این استادها که تو دانشکده های خودشون امیر و رئیس هستند، وقتی از اون ساختمان بیرون میان عین بچه یتیم می مونند! خیلی رقت انگیز و قابل ترحم می شن! چون نه هنری دارند نه متاعی که دارند خریداری داره بیرون! برای همینم باید یکم مواظبشون بود، عین بچه های عقب افتاده که به مراقبت ویژه تری نیاز دارند. قرار شد ایمیلشو بفرسته که من ازش بپرسم اگه میاد، و اگه کاری می تونم کمکش بکنم، بکنم.